آبی،سیاه،خاکستری
آبی،سیاه،خاکستری

شوق باز آمدن سوی توام هست
امــــا...
تلخی سرد کدورت در تو
پای پوینده ی راهم بسته
ابر خاکستری بی باران
راه بر مرغ نگاهم بسته
وای،
باران
بــــاران؛
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من امـــا
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
"حمیدمصدق"
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22:41 توسط قلب من...
|