+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:40 توسط قلب من...
|
کوله بارم بر دوش سفری می باید سفری بی همراه گم شدن تا ته تنهایی محض! سازکم با من گفت: هرکجا لرزیدی!! از سفر ترسیدی!!
تو بگو از ته دل: " من خدا را دارم "
این وبلاگ مخاطب خاص ندارد. ______________________
زندگی آمیخته به تلاش است با آن آغاز کن! زندگی بسته به آرمان هایی است بکوش تا به والاترینشان برسی، زندگی مقصدی را می جوید، کاشـــــــف آن باش! ___________________________
پروفایلم فعاله... ___________________________
من نمی دانم و همین درد مرا سخت می آزارد که چرا انسان،این دانا این پیغمبر در تکاپوهایش چیزی از معجزه آن سوتر ره نبردست به اعجاز محبت چه دلیلی دارد؟ چه دلیلی دارد؟ که هنوز مهربانی را نشناخته است؟ و نمی دانی در یک لبخند چه شگفتی هایی پنهان است؟ من برآنم که در این دنیا خوب بودن به خدا، سهل ترین کارست ونمی دانم که چرا انسان تا این حد با خوبی بیگانه است؟ و همین درد مرا سخت می آزارد. "فریدون مشیری" _________________________
رفتم از کوی تو ای یار دگر تا رهد دل از دل آزار دگر رفتم اما نرود دل ز برت چه کنم با دل هوشیار دگر رفتم از کوی تو ای مایه ی جان تو بمان ای گل من با دگران رفتم اما دل شیدائی من همچنانست بسویت نگران باز از عشق تو شیدا هستم محو رخسار تو زیبا هستم زینهمه لاله عذاران جهان عاشق روی تو تنها هستم گرچه وصل تو مرا حاصل نیست هیچ جز شوق توام در دل نیست جز فراق تو که بس دشوار است دل مشتاق مرا مشکل نیست شور عشقت نرود از سر من ای فروغ دل غم پرور من از دلم راحت و آرام برفت بی تو ای خاک جهان بر سر من